حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

19 ماهگیت مبارک ستاره زندگی ما *دختر نازمون به حرف زدن افتاده*

1394/9/10 7:16
نویسنده : مامان و بابا
498 بازدید
اشتراک گذاری

حسنا جون ،دختر شیرین زبون مامان و بابا ، خیلی خوشحالیم كه داری صحبت میکنی ! هزارماشاله خیلی زرنگی بین کلمات فارسی و انگلیسی هر کدوم که برای تلفظت راحت تره همون رو استفاده میکنی و البته بیشتر انگلیسی صحبت میکنی.

از کلمات انگلیسی که تو این سن کم ماشاله میگی :

up ، apple ، baby، dady ، pipi ، dirty(deiti) ، eye ، food، book ، candy 

عزیزدلمون از کلمات فارسی هم اینارو میگی :

پایین ، دد ، نه ، من ، همه نسبت ها (بابایی ، مامانی ، دایی ، عمه ، عمو (عم میگی) ، زندایی (نندایی میگی)).

ترم سوم کلاس دو زبانت رو هم با موفقیت گذروندی و مدرکتم گرفتی که مطلبشو جداگانه برات گذاشتیم ، ایشاله ترم های دانشگاه رو با موفقیت سپری کنی.

به غیر از زبان انگلیسی ، عاشق کارهای ورزشی و به خصوص کوهنوردی و بالا رفتن از ارتفاع و ژیمناستیک هستی و تو این عکس هم همینطور که مشاهده میکنی روی سر اسب مبخواستی وایسی که هزارماشاله موفق هم شدی ، قبلا روی اسب می ایستادی ولی حالا که یخورده بزرگتر شدی ماشاله روی سر اسب میری ،  اگه جای اسب محکم باشه کمک نمی خوای ولی اگه اسب جاش محکم نباشه و تکون بخوره فورا یکی رو صدا میکنی که اسبت رو نگه داره و شما روی سر اسبت بری.

 

حسنا در حال آکروبات بازی

 

عاشق کنجکاوی توی کشوها هستی که اینجا کشوی کمد خونه مامانی مامان رو داری بررسی میکنی.

حسنا در حال فضولی

 

جیگر هم خیلی دوست داری که اکثرا وقتی شهریار میریم بابایی و مامانی تو حیاطشون برات درست میکنن ، دستشون درد نکنه.

حسنا در حال جیگر خوردن

 

31 مرداد ماه نی نی دایی وحید دو ماه زودتر به دنیا اومد که اینجا بیمارستان رفتیم و پشت در اتاق عمل منتظر نی نی هستی که متاسفانه چندساعت بعد از به دنیا اومدن فوت کرد.

حسنا در بیمارستان امام خمینی

 

یک هفته بعد از واکسن 18 ماهگی دو سه روز تب کردی اولش فکر کردیم شاید به خاطر واکسنه ولی بعدش که دکتر بردیم آزمایش نوشت و اینجا هم تو بیمارستان کودکان تهران هستیم و روی این میزهای مبلی می خواستیم نمونه ادرار ازت بگیریم که خیلی خیلی سخت بود و هر کاری کردیم موفق نشدیم ازت بگیریم تا اینکه شب خونه عمه معصومه که نزدیک بیمارستان بود موندیم و صبح که موفق شدیم نمونه رو بگیریم به بیمارستان آوردیم و خدا رو شکر جواب آزمایشات خوب بود و چیز خاصی نبود ، ایشاله همیشه همه بچه ها صحیح و سالم باشند شما هم همینطور.

حسنا در بیمارستان کودکان تهران

 

عروسی دختر دایی مامانی 

حسنا در عروسی

 

اولین عروسی بود که از همون اول رفتی قسمت آقایون وبعد از یک ساعت پیش مامان اومدی ، این عکس قشنگم با بابایی انداختی.

حسنا و بابایی

 

آخر مجلسم بابایی برات یه دونه بادکنک کنده بود ولی همینطور که میبینی رفته بودی و می خواستی همه بادکنک رو برداری ، بابایی یه دونه چیه ؟من همشو میخوامخندونک.

حسنا و بادکنک ها

 

این ماه تولد 2 سالگی پسرعمه کیان هم رفتیم

تولد کیان

 

حسنا خانم و باباحسن درحال قدم زدن ، جدیدا هر جا بخوایم بریم خودت میری و کیفت رو بر میداری و تو همه مسیر دستت میگیری ، قریون این دختر خوشتیپمون بریم الهی.

حسنا و بابا حسن

 

حسنا خانم در فروشگاه سون دایی سیاوش

حسنا در فروشگاه سون دایی سیاوش

 

این عروسکای آهنریایی رو خیلی دوست داری که بابایی مامان اینجا برات گل سر کرده.

حسنا و  عروسک گاوش

 

اینج هم خونه مامانی بابا بودیم و روز عرفه بود که بهت گفیتم pray with God و ماشاله متوجه شدی و دستای قشنگت رو به حال دعا درآوردی ، ایشاله هر چی میخوای برآورده به خیر شه.

حسنا در حال دعا در روز عرفه

 

در روز عرفه حسنا جون در حال عبادت ، نماز خوندنی هم میگی مامان الله ، چادر ، که متوجه میشیم میخوای نماز بخونی و بهت چادر میدیم ، فدات بشیم الهی که انقده مومنی.

حسنا با چادر

 

ماست ترش رو خیلی دوست داری و موقع ناهار اینطوری می خوردی و ماست رو به ناهار ترجیح دادی.

حسنا در حال ماست خوردن

 

و حالا حسنا سیبیلوخندونک.

حسنا سیبیلو

 

عاشق در آوردن دستمال کاغذی هستی و اینجا هم حسابی مشغولی.

حسنا در حال خرابکاری

 

مزرعه حیواناتتم خیلی دوست داری و با اونا حسابی بازی میکنی.

حسنا و مزرعه حیوانات

 

همچنین درست کردن پازل ها رو هم خیلی دوست داری.

حسنا در حال پازل بازی

 

حتی تو خونه خودتم مشغول پازل درست کردنی.

حسنا تو خونه خودش

 

این تفنگت هم که حباب درست میکنه رو خیلی خیلی دوست داری و همش از بابایی میخوای برات حباب درست کنه و شما بگیری.

حسنا و تفنگ حباب سازش

 

مدام میرفتی و دستگاه مامانی و بابایی رو خاموش روشن میکردی و از اونجایی که از این مجسمه خرگوش میترسیدی مامانی اونو پیش دستگاهشون گذاشت تا نری و شما هم دیگه اصلا نزدیک نمی شدی ، خدا پدر مادر این خرگوشه رو بیامرزهچشمک، اگه ایشون نبودن دستگاهشون می سوخت.خندونک 

حسنا

 

عاشق غذا دادن به حیواناتی و  وقتی خودت یه چیزی بخوری باید به اونا هم بدی ، فدات بشیم که انقده مهربونی.

 

حسنا در حال غذا دادن به اسب

 

27 شهریور ماه به  نمایشگاه نقاشی شما که خیابون نیاوران برگزار شد رفتیم و قبل از نمایشگاه به طباخی رفتیم و حسابی به خودمون رسیدیم و شما هم کله پاچه خیلی دوست داشتی  و به مامان وبابا مهلت خوردن نمی دادی  ، نوش جانت عزیزم.

حسنا در حال کله پاچه خوردن

 

لواشکم خیلی دوست داری.

حسنا در حال لواشک خوردن

 

نوه عمو مامان ، مرسانا خانم ، خونه مامانی و بابایی مامان اومده بودن که حسابی باهاش بازی کردی و از همون اول بغلش میکردی و از این بچه ها نبودی که اگه یه بچه دیگه ببینی حسودی کنی و دوست نداشته باشی کسی بغلش کنه ، قربون این دختر نازمون بریم که همه جوره فهمیدس.

حسنا و مرسانا

 

حتی اسبت رو آوردی تا مرسانا سوار شه و مامان مرسانا میگفت مرسانا تنهایی نمی تونه روی اسب بشینه اگه دوتایی هم بشینن مرسانا کمرش درد میگیره که یکدفعه دیدیم شما رو ی دم اسب نشستی و اشاره میکنی مرسانا جلوت بشینه ، حسنا جون نمی دونی چقدر همه قربون صدقت رفتیم ، خدایا چه دخترمهربونی بهمون دادی هزاران مرتبه ممنون .

حسنا و مرسانا

 

راستی حسنا جون مامان آخر این ماه نتیجه شرکت در آزمون ازشد دانشگاه رو گرفت که قبول شده بودم و  خیلی شرایط سختی رو سپری کردم خیلی دوست داشتم برم ولی فقط و فقط به خاطر شما ، اینکه تربیتت خیلی برام مهم بود و دوست نداشتم به این زودی مهد بری و همینطور اگه میرفتم دیگه کسی نبود که مدام با شما انگلیسی صحبت کنه تصمیم گرفتم فعلا نرم.

انشاله که همیشه قدر پدر و مادرت رو بدونی که ما مطمنیم همینطور خواهد بود. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

ღnarjesღ
18 آذر 94 11:40
ماشا الله خدا حفظش کنه به وبم بیایین خوش حال میشم
مامان و بابا
پاسخ
مرسی عزیزم
مامان هستی
2 دی 94 0:43
مبارکه عزیزم ، ماشاله چه زود به حرف زدن افتاده
مامان و بابا
پاسخ
مرسی مامان هستی مهربون که انقدر مهربونی و همیشه از سایت دخترم دیدن می کنید.
aylar
6 دی 94 10:06
سلام خوشحال میشم به من هم سر بزنید و در کانال تلگرام و پیج اینستاگرامم عضو بشید فعالیتم در زمینه ی طراحی تم تولد،بروشور،تقویم و... برای کودکان و بزرگسالان هست در ضمن ارتباط از طریق وبلاگم هم امکان پذیره channel: @aylardesign موفق باشید
عمه سمانه
14 دی 94 13:46
عزیز عمه قربونت برم که آدم عکساتو میبینه ضعف میکنه
مامان و بابا
پاسخ
مرسی عمه جونی مهربونم